گفتار ما:به منظور برنامه ریزی در مقیاس ملی یک کشور، معمولا کشور به مناطق همگن تقسیم می شود و خصوصا اگر کشور مورد برنامه ریزی، دارای ویژگی های سرزمینی متفاوتی باشد، اهمیت منطقه بندی دوچندان می گردد. به لحاظ جغرافیایی معمولا می بایست مرزهای منطقه (به تناسب موضوع برنامه ریزی) با مرزهای طبیعی و نیز فرهنگی تطبیق داشته باشد.
منطقه بندی به همراه سیاست قطب رشد در برخی کشورهای جهان سوم از جمله ایران اجراء شد. سیاست قطب رشد در جهان سوم به معنای تجهیز و صنعتی سازی شهرهایی به عنوان مراکز منطقه می باشد، به طوری که این شهرهای منطقه ای در نهایت بتوانند موجبات توسعه کل منطقه را فراهم آورند.
ایجاد مراکز رشد و قطب های منطقه ای با سرازیر شدن دلارهای نفتی به شهرها شروع شد و امروزه نیز بدون توجه به اصول علمی آمایش سرزمین و توان های محیطی در شهرهای بزرگ سرمایه گذاری می شود و این شهرها می روند تا جمعیت بیشتری در خود جای دهند و این در حالی است که هر محیط جغرافیایی گنجایش جمعیت خاصی را دارد و بهره گیری بیش از حد توان از محیط، منطقه را از رسیدن به اهداف توسعه پایدار باز می دارد.
در اینجا از مولفه های محیطی یک منطقه فقط مولفه آب را مثال می زنیم، بدین معنا که جمعیت پذیری بیش از حد یک شهر با مصرف بیشتر آب توسط شهروندان همراه است که تهیه آب شهر مستلزم امور زیر است:
ادامه مقاله در لینک زیر
http://www.goftarema.ir/%D9%84%D8%B2%D9%88%D9%85-%D8%AA%D8%BA%DB%8C%DB%8C%D8%B1-%D8%AC%D8%A7%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D9%84%D8%B1%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%B1%DB%8C%D8%B2/
آرمانشهر خرم آباد...